ميرزا قهرمان امين لشكر
86
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )
جناب ميرزا محمد تقى حجة الاسلام رفتم . نماز و موعظهء جناب معزى اليه را شنيدم . خيلى خوب حرف زدند . آقاى خانبابا خان آنجا آمد ، بعد از موعظهء جناب آقا ميرزا محمد تقى سلمه الله آمدند در جائى كه من نشسته بودم قدرى تعارف كردند . و مرثيه خوان كه برادر ملا تقى است آنجا بود و روضه خواند . از آنجا آمدم . يك ساعت به غروب مانده آمدم خانهء والدهء ميرزا حسين خان . شب را آنجا ماندم . افطار آنجا صرف شد . به بچهها و دخترها مشغول بودم . و عزيز الله خان صارم الملك و ميرزا يوسف خان هم آمدند و شاهزاده حكيم آمد و گفت بايد ميرزا على اكبر خان گنه گنه بخورد و مرا هم گفت چند روز ديگر عشبه بايد بخورند و روزه را هم گفت خوب نيست و شب را هم احيا كرديم . هزار « انا انزلنا » و دعاى جوشن كبير و ساير ادعيهء شب بيست و سوم را تلاوت كرده و سورههائى كه بايد شب احيا قرائت كرد تمامه را به حمد الله قرائت كردم و خوابيدم ، ولى خواب نمىبرد . صبح زود بيدار شدم . نماز و ادعيهء صبح را بجا آورده . به تاريخ روز جمعه 23 شهر رمضان المبارك امروز صبح از خواب برخاستم . بعد از نماز و قرآن و دعوات رفتم بالاخانهء خانهء آقا ميرزا احمد لشكرنويس « 1 » كه منزل والدهء ميرزا حسين خان است ، و دوربين گرفته شهر را از هر طرف تماشا كردم . حقيقت اين است كه سواد شهر تبريز خيلى باصفاست ، از باغات و غيره . پس از آن جناب آقا ميرزا حسن وزير سركار انيس الدوله و ميرزا سيد عبد الكريم خان برادر سركار انيس الدوله آمدند . به قدر يك ساعت با آنها بوديم و ميرزا سيد عبد الكريم خان رفت . و جناب آقا ميرزا حسن وزير اسب و دورشكه خواست . دادم براى او حاضر كردند . مىخواست برود ديدن نواب نصرت الدوله ، و ميرزا سيد عبد الكريم خان گفت مهمان پسر ميرزا موسى هستم . پيش از او رفت . و امروز آقا ميرزا عظيم مستوفى هم آمد . منظورش اين است كه من توسط كنم و استيفاى كار دربخانهء حضرت اسعد و الا وليعهد روحى فداه و سررشتهء شخصى حضرت و الا را به او رجوع نمايند و چون ميرزا شفيع كه حالا سررشتهدار و مستوفى اين كار است مىگويند چشمش معيوب شده است . اين كار را او نمىتواند ، و مقصودش اين است كه من نزد جناب مستطاب آقاى امير نظام دام اقباله توسط بكنم به او رجوع شود .
--> ( 1 ) - در حاشيه امين لشكر نوشته است : ميرزا احمد لشكرنويس پيش مرحوم ميرزا احمد خان ساعد الملك پسر مرحوم ميرزا تقى خان امير نظام بود و سرشتهدار توپخانه بود و بعد لشكرنويس .